وکالت نامه های بلاعزل چندگونه است

خانمی مالک یک دستگاه اپارتمان بوده است و به دلیل اعتمادی که به همسر خود داشته وکالت بلاعزلی را به نام وی تنظیم مینماید . بعد از گذشت چند سال و ایجاد اختلاف زوج اقدام به انتقال اپارتمان به نام خود می نماید
لازم به ذکر است در وکالت نامه کلیه اختیارات از جمله فروش حتی به وکیل و اخذ ثمن و تصاحب به نفع وکیل نیز وجود دارد.
برای احقاق حق زوجه چه راه کاری وجود دارد؟

الف) عمده وکالت های بلاعزل خصوصا در مورد املاک درمقام بیع است (که البته گاهی نیز یک بیع نامه عادی بین خود تنظیم میکنند) به عبارتی طرفین به قصد بیع اقدام به تنظیم وکالت میکنند که در این موارد بحث ماده ۶۶۸ ق.م منتفی است ورابطه دو طرف وکالت تابع وکالت نیست و موکل در این موارد میتواند ثمن معامله که بین طرفین معلوم بوده مطالبه کند.
ب: وکالت به معنای نائب گرفتن  و پیگیری کارهای موکل و انچه به وکیل سپرده شده است که معمولا افرادی که خود نمی خواهند انجام دهد و یا وقت برای پیگیری کارها ندارند اقدام به تنظیم وکالت میکنند در این موارد ماده ۶۶۸ قانون مدنی قابل اعمال بوده و وکیل بعنوان نماینده اقدام کرده و صرفا در حدود اختیارات اعمال ان نافذ بوده و هر چه انجام داده برای موکل و بنام موکل بوده را  باید حساب مدت وکالت  خودرابه موکل بدهد و انچه بنام موکل گرفته باید طبق رسید به موکل برگرداند.

ج: در وکالتهای مطلق ؛ مطابق ماده ۶۶۱ قانون مدنی، وکیل صرفا حق اداره کردن اموال موکل را دارد و نه حق تصرف وحتی در مورد وکالت مال معین و لکن اختیار وکیل مطلق باشد گرچه بعضی این وکالت را باطل میدانند ولی طبق نظر دکتر کاتوزیان نفوذ وکالت ترجیح دارد ولکن محدود به اداره کردن مال است همان ماده ۶۶۱ قانون مدنی.

در پاسخ به سوال؛ اولا باید هدف و انگیزه تنظیم از وکالت در ابتدا معلوم گردد که کدام حالت  از حالتهای  بیان شده می باشد.(ایا وکالت در مقام بیع بوده و یا رابطه دوطرف تابع وکالت بوده و یانه وکالت برای اداره بوده است.)

دوما؛ مطلبی که  در زمان اعمال وکالت مد نظر قرار میگیرد
حدود اختیارات مصرح در وکالت نامه است و گاهی مواقع موکل نمیتواند نسبت به آنچه شخصا تفویض کرده مدعی باشد
فلسفه گزارش حساب زمان وکالت این است  که وکیل به نیابت عمل میکند و در حکم امین است.

☑️ در فرض سوال باتوجه به اینکه در وکالتنامه قید شده کلیه اختیارات از جمله فروش واخذ ثمن ومهمتر اینکه تصاحب به نفع وکیل باشد پس موکل نفعی برای خود قائل نبوده است که حال مطالبه کند ودر واقع شاید موکل به نوعی وکیل را ازدادن صورت حساب معاف کرده است.

☑️همچنین عده ای معتقدند که :حتی اگر این اختیارات در وکالتنامه,  به نفع موکل  ذکر نشود ,چون  زوج در فروش ملک از طرف زوجه وکالت داشته و زوج در حدود وکالت عمل کرده و ملک را برابر وکالتنامه به نام خویش منتقل کرده در استرداد ثمن ملک بنام زوجه بعنوان مالک ملک مسئولیت خواهد داشت که با تامین دلیل از طریق کارشناسی ثمن ملک در زمان انتقال ارزیابی و سپس زوجه میتواند دادخواست استرداد ثمن ملک برابر نظریه کارشناسی به انضمام خسارات وارده به کاهش ارزش ثمن و خسارات دادرسی علیه زوج مطرح نماید.
این عبارت که معمولا در وکالتنامه ها قید میشود: “کلیه اختیارات از جمله فروش و اخذ ثمن و تصاحب به نفع وکیل …..”به مفهوم اعراض و هبه نیست ،متاسفانه عباراتی که  دفاتر اسناد رسمی در زمان تنظیم وکالتنامه مینویسند, به خواسته طرفین نیست مگر اینکه هدف طرفین از عبارت مذکور با دلیل مشخص شود ولی فرض این است که وکیل باید در قبال موکل بابت اعمال خویش پاسخگو باشد.
لذا مطابق ماده۶۶۸ق.م  اگر وکیل در حدود اختیاراتش کاری کرده باید حساب مدت وکالت خویش را به موکل بدهد در غیر اینصورت وکیل باید ثابت کند این صرف وکالت نبوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.